من یک کلوغان عجیب هستم
Ben Bir Garip Keloğlanım
سلطان شیطانی سعی میکند سلطنت ظالم خود را بر مردم تحمیل کند، اما از آنجا که نمیتواند تاج را بر سر بگذارد، مردم او را به عنوان سلطان نمیشناسند. کلوغان در حین فرار از دزدان، خود را در وسط این رویدادها مییابد.