زنی که اهمیتی نمیداد
The Woman Who Did Not Care
دختری زیبا اما بیرحم و بلندپرواز، دختر یک معدنچی فقیر بود و به شدت مورد عشق مردی در همان طبقه اجتماعی خود قرار داشت. او با کمال میل توجهات او را پذیرفت تا اینکه یک مهندس جوان به او توجه کرد. او سپس خواستگار اولش را رد کرد. پدرش به شانس خوبی دست یافت و آنها به شهر رفتند تا از ثروت خود لذت ببرند. این سرنوشت خواستگار دوم را رقم زد، زیرا مردی ثروتمند به دختر علاقهمند شد و او نیز پیشرفتهای او را پذیرفت. شاید او در آینده با او ازدواج میکرد اگر نه اینکه دشمنی یک جادوگر قدیمی را برانگیخت که در جادوگری بسیار ماهر بود.