پشت گوشهای آزادشدهٔ بلند
Bien dégagé derrière les oreilles
همه چیز بین سوزی و هنری که با هم سالن مو داردند، به هم میریزد. از روی تکرار زندگی با هم خسته شدهاند. سوزی قصد دارد تغییر شدیدی بدهد که به شوهرش خوش نمیآید، وقتی که به او میگوید قصد دارد طلاق بگیرد. در چنین وضعی تصمیم میگیرند سالن و آپارتمان را به دو بخش جدا تقسیم کنند. طولی نمیکشد که همهٔ اهالی روستا یکی از دو طرف را برمیگزینند: یا با سوزی یا با هنری.