خط داستانی
در اواخر قرن نوزدهم، بنگال بهوبانشوار چوهدوری (جکی شاروف) مالک و ستمگر زمیدار است. او دو وسواس اصلی دارد: تلاش های بی پایان برای جانشین و رقابت با رقبای منطقه ای برای ارائه بهترین مجسمه معبد برای مراسم دروگا پوجا سالانه. امسال نقشه ای ماهرانه می سازد تا چهره الهه را برای قدرتمندترین زن جهان—ملکه ویکتوریا—تغییر دهد. در همین حال همسرانش مهومایا و جاشوماتی سعی می کنند به یکدیگر کمک کنند، به ویژه که بنگالی آغاز به تعرض جنسی به همسر جوان تر می کند. ترسناک و تنها، جاشوماتی به طور خطرناکی به سمت مجسمه ساز جوان گرایش پیدا می کند که برای ساخت مجسمه بزرگ درگا الهه نابودی به کار گمارده شده است.