بدون ترس
Senza Paura
جیان ماریا و مارکو، دو پسر از محله ثروتمند رم، تصمیم میگیرند با استفاده از یک cutters بانک را به سرقت ببرند زیرا با دستگاه فلز یاب شناسایی نمیشوند. آنها آنتونیو، پسر یک فروشنده لاستیک از جنوب، و پائولا را که یکی از مردی را کیف قاپی کرده بود، در این کار شریک میکنند. پس از موفقیت نخستین سرقت که هشتاد میلیون به همراه دارد، پسرها هیجانزده میشوند و تصمیم میگیرند به کار ادامه دهند. پلیس از شناسایی آنها مشکل دارد چون با سبک حرکت ظریفشان به خوبی با مشتریان بانک کنار میآیند. همه چیز خوب پیش میرود، اما سپس مارکو مانوئلا را به یک مهمانی دعوت میکند که در جریان یک سرقت با او آشنا شده بود. بنابراین جِیان ماریا برای جلوگیری از اشتباهات فاجعهبار تصمیم میگیرد یک سرقت مسلحانه انجام دهد.