سپاس از بهشتِ خداوند
Dem Himmel sei Dank
زن قدرتمند کارلا برگمان کشیشی متعهد است که با حضورهای رسانهای مؤثرش تغییراتی در جهان سوم به وجود آورده است و پس از سالهای Abroad اکنون منتظر رسیدن به کار کشیشی در کولون است. اینجا او میخواهد بالاخره به فرزندش سارا که در بحران زناشویی است رسیدگی کند، اما هیچچیز طبق نقشه پیش نمیرود: سارا مادر مستبد را کنار میزند و جایگاه وعده دادهشده برای پاستور به کس دیگری رسیده است. کشیش مجبور میشود که از ابتدا کار کلیسای کوچکی در زاوالند را به عهده بگیرد