خط داستانی
Jakob با مادر بیثبات خود زندگی میکند. او اوجهای خشم مادر را تحمل میکند و هر آنچه از توان دارد برای حفاظت از برادر کوچکترش توماس انجام میدهد. با پذیرش نقش دو نفرهٔ شیطانی خود بنام بوکاج، او قادر است احساسات سرکوبشدهٔ خود را بروز دهد. این نقشآفرینی ابتدا بازی بیضرری به نظر میرسد اما به تدریج دیگر نمیتواند بین بازی و واقعیت تمایز قائل شود.