زندگی پنهان ماریا کاپاسو
ماریا در سنین پایین با یک کارگر صادق ازدواج میکند، به عنوان یک آرایشگر نیمهوقت کار میکند و سه فرزند دارد. زندگی او مانند بسیاری دیگر در حومههای کارگری ناپل است، جایی که مبارزه روزانه برای تأمین معیشت باعث میشود به همه چیز عادت کند. وقتی شوهرش به بیماری لاعلاج مبتلا میشود، ماریا کمک جنارو، صاحب ثروتمند یک نمایشگاه خودرو را میپذیرد. او اجازه میدهد تا او را خواستگاری کند تا اینکه به معشوقهاش تبدیل میشود. یک روز او پیشنهاد میدهد که شریک تجاری شود: او محمولهای از کوکائین به سوئیس منتقل خواهد کرد. پس از اینکه او بیوه میشود، رابطهاش با جنارو او را به دنیای جنایی میکشاند، که در نهایت به او این امکان را میدهد که تجربیات جدیدی را تجربه کند و رویاهای قدیمیاش را تحقق بخشد. اما راهی که ماریا برای انتقام شخصیاش انتخاب میکند، قربانیان اجتنابناپذیری را در پی خواهد داشت، درست مانند جنگی که به کسی رحم نمیکند.