جستیس د کارّو
Jostissi de Carreró
گولام مردی تنهاست که پس از مدتی به پورتو کریستو در مایورکا بازمیگردد و در همان لحظه متوجه میشود که گروه جنایی به نام «باندای دلوو» به شهر سلطه پیدا کرده است. مردم در ترسند زیرا این باند با همکاری مقامات و بیعملی نیروهای انتظامی دست به جنایات میزند. اما او قصد انجام عدالت دارد.