خط داستانی
بیلی کویل، یک حسابدار خجالتی، عاشق مارژوری کیز، منشی زیبا است. آنتول، آرایشگر فرانسوی، نیز عاشق مارژوری است، اما او اصلاً خجالتی نیست و با اعلام عشقش به او در هر فرصتی، خود را مزاحم میکند. مارژوری عشق بیلی را متقابلاً پاسخ میدهد و به او هر فرصتی میدهد تا احساساتش را بیان کند و "پرسش" را مطرح کند، اما بیلی جرأت گفتن کلمات سرنوشتساز را ندارد.