خط داستانی
تونی از اینکه زندگی ممکن است از او عبور کند به وحشت می افتد. در حالی که دوستانش پیش می روند، او احساس می کند در شغلی بدون آینده گیر افتاده و با رابطه اش با جودیت گرفتار است. روزی او با یک سری تماسهای تلفنی و نامههای مرموز روبهرو میشود و این آغاز ترس او از گسترش پیشگویی فاجعه است.