خط داستانی
پدری که نمی تواند بیماری سرسخت خود را علاج کند، مادری استاد دانشگاه که با سوالات وجودی دست و پنجه نرم می کند، پسری سردرگم و تیزهوش، لاک پشت بزرگی که ناگهان می رود، و پدربزرگ احساساتی که درگذشت. عمو نمی تواند کتاب را تمام کند، عمه ازدواج نمی کند، پدربزرگ دشمن دختر خودش است، عمو نمی خواهد از فیلیپین برگردد و فرزندی در راه است. تابستان می رود و پاییز می آید. چیزها باقی می مانند، اما انسان ها تغییر می کنند.