رستوران رینکو
Rinco's Restaurant
پس از شکست عشقی، زن جوانی به زادگاه خود بازمی گردد و رستورانی بدون منو افتتاح می کند. زنی در اواسط بیست سالگی صدای خود را از دست میدهد و برای بهبود به خانه مادر آزاداندیش خود بازمی گردد. او تصمیم می گیرد تنها یک مشتری در روز بپذیرد تا با دقت برای آن مشتری آماده سازی کند.