سینه چاک
Sine-chak
مرتضی زاری را دوست دارد اما پدر ورشکسته زاری موافقت میکند که او را به مرد ثروتمندی که تمام بدهیهایش را پرداخت میکند، بدهد. زاری در شب عروسی خود خودکشی میکند و مرتضی شهر (جهرم) را ترک میکند ...