بچههای گمشده
Lost Children
ناتان برای شب تنها با آنوق، دختر سه سالهاش، است. او ماشین، پول یا جایی برای خواب ندارد. شامگاه به شبی طولانی پر از ملاقاتها با مردانی مشابه او که بیهدف راه میروند و نوشیدنی میخورند و داستانهای بچههای گمشدهشان را بازگو میکنند، تبدیل میشود.