هرگز گریه نخواهم کرد!
I'll Never Cry!
بازپروری یک مجرم پس از خروج از اصلاحخانه. نجات او از طریق پسری در ویلچر به دست میآید؛ با بازپروری او، شجاعت او نیز رشد میکند و او با صبر خود، با یافتن معنا در وجود خود، رشد میکند. او در نهایت دنیای جدیدی را پیش روی خود میبیند و عزم راسخی برای زندگی عادی پیدا میکند.