بی یادماندها
Disremembered
در دوران نوجوانی سانسا از ترومای تجاوزها آسیب دیده است او دوستی به نام وریونیا داشت که تا مدتی کنار او بود اما روزی گم شد در نهایت او به بیرا ویکا پیوست و در ذهن پر از آشوب سانسا باور دارد که وریونیا بازگشته است سانسا برای به یاد آوردن آنچه هرگز تجربه نکرده بود هرکاری خواهد کرد