عطر بهشت
Scent of Paradise
ازدواج حمید به دلیل مشکلات مالی در حال فروپاشی است. در یک وضعیت گروگانگیری، او بهطور تصادفی یک کیف پر از پول را به دست میآورد و با یک زن ناشنوا و لال فرار میکند. یکی از اوباش به دنبالش میآید و در نهایت حمید بهدست گلوله او زخمی میشود. زن جوان ناشنوا و لال، جنایتکار را میکشد. در پایان، حمید متوجه میشود که زن جوان ناشنوا و لال نیست، بلکه دختری است که خود را ناشنوا و لال کرده تا ناشناس بماند.