خط داستانی
تسوچیا که با مادر مجردش در اوساکا زندگی میکند پس از فارغالتحصیلی از دبیرستان کار جدی ندارد و به فرستادن جوک به برنامه «اوهگیری» میپردازد تا به عنوان یک افسانه نمایش شناخته شود. او تمام زندگی خود را به خنده اختصاص میدهد و هر روز صدها اثر برای ارسال میسازد. در روزگار نامشخصی با بیکسی، با یک رهگذر به نام پین آشنا میشود که کار خود را در بارش برای او پیدا میکند و تسوچیا تبدیل به یک «هنرپیشه کارت پستالی» میشود که مطالبی برای برنامه رادیویی میفرستد. اجراکنندگان برنامه از مطالب کارت پستالی او استفاده میکنند. یک کمدین از گروه کمدی بنام «بیکن» در هوا میگوید از مواد او خوشش میآید و میخواهد با هم این مواد را اجرا کنند. برای فرصتی دیگر، تسوچیا به توکیو میرود.