خط داستانی
در حالی که با قطار به خانه برمیگردند، برادران پیکو ناگهان از قطار افتاده و پرواز میکنند! در راه پایین به واینات برخورد میکنند و همهٔ سه نفرشان به جنگل میافتند، جایی که پیکاچو، تتودایل و دوستان دیگری در حال بازی در یک آبشار و ساختن آتش کمپ هستند. وقتی باران میبارد، گروه در یک آسیاب آبی پناه میگیرد — اما آسیاب حرکت میکند! صبح روز بعد گروه تصمیم میگیرند با همکاری، اطمینان حاصل کنند که برادران پیکو بتوانند به خانه برگردند.