خط داستانی
وقتی نوشابگی او را مست کرده است، دَشا به طور نامعلومی در تخت یک مرد ثروتمند از رستوران لوکس که پیش از آن در آن حضور داشتند، قرار میگیرد. مرد به دختربچه پیشنهای ازدواج میدهد. به نظر میرسد همه چیز برای زندگی خانوادگی خوشبخت آماده است؛ پول زیاد، همسری زیبا، باهوش و مهربان و لباسهای گرانقیمت. اما این برای زندگی کافی نیست.