خط داستانی
شخصیت اصلی برای شرکت در یک جشن فارغ التحصیلی باید داستانی بسازد که همسرش سوئدی بوده است و برای کارگاه مونتاژ به جمهوری چک آمده و به ناگهان فوت کرده است. او سعی می کند با عکسی از همسرش و همکارانش از یک مقاله روزنامه دشمنی را با دیوار classmates دفع کند، جایی که به طور اتفاقی مردی را نشان می دهد. تعجب کلاسهم در یافتن مرد تازه درگذشته در اسپای محل جشن فارغ التحصیلی چه شگفتی است و خود او چه اضطرابی پیدا می کند وقتی که همان مرد تازه درگذشته به طور زنده در اسپای مورد نظر ظاهر می شود و به زبان چکی به طرز مشکوکی خوبی صحبت میکند...