شهروندان گناهکار مهربان
The Venal Gentlemen
محمد، کارمند ساده وزارت بهداشت، عاشق وکیله ای است که در دفتر استادش، علی حامد، آموزش می بیند. محمد به کویت سفر می کند تا وضعیت مالی خود را بهتر کند. استاد ثروتمند او فراری است و برادرزاده اش فاتح افسر فراری می شود. محمد پس از بازگشت از خارج در قاهره ساکن می شود و امید به ازدواج با Amal را از نو زنده می کند در حالی که همسرش فوت شده است. رشوه ای از ابراهیم الفخوا رانی برای تسهیل واردات غذای فاسد به فخاریانی می آید. امیل او را دفاع می کند و برادرزاده اش را به جعل اتهام متهم می کند. فرمان محمد فاش می شود، او سقوط می کند و اعتراف می کند که از قبل رشوه ای گرفته است تا اینکه به خانه می رسد و می فهمد برادر، خواهر و فرزندانش پس از خوردن غذای کنسرو شده ای که او به کشور آمده بود، جان باخته اند.