روح دزد
Alma Bandida
عشق در دهکدهای بر حاشیه جنگل برزیل: او او را دوست دارد و او نیز او را دوست دارد. او به هدیه ای شایسته فکر میکند، یکی که تأثیرگذار باشد. او قصد ازدواج دارد و دیگر نمیتواند منتظر بماند. بنابراین با چکش به جنگل می رود چون هیچ برنامه ای برای یافتن آنچه در ذهن اوست وجود ندارد: سنگهای جواهری. سنگهای جواهری راه آزادی اند، راه فرار او از شهر کوچک یکنواخت — با حضور او در کنار او.