مردم خوبی اند
Des Gens Bien
در شلیک ناموفق گابریل و رافال، دو سارق، در یک شنبه، با گروگان گیری ناخواسته پلوما دختری هشت ساله فرار می کنند. میشل، مامور با تجربه، هدف خود را توقف این دو مرد و بازگرداندن دختر می داند. به زودی گابریل و رافال متوجه می شوند که دختر تنها نیست. پکو، دوست خیالی او، همراهش است و از او در برابر رازی سنگین حفاظت می کند؛ پلوما کودکی است که از سوی والدینش مورد ضرب و جرح قرار می گیرد. اکنون گزینه پیش رو دارند: به این شکنجه گران بسپرند و بی شرف باشند یا با آن ها بمانند و به عنوان بی شرف ها جا بیفتند.