سفر به دوران کودکی
Journey to Childhood
نویسنده بکتاش آغا، با رسیدن به روستای زادگاهش، دوران کودکی خود را به یاد میآورد: مادرش زود فوت کرده، پدر بیخیالش که با کُلِیمباله زیبا ازدواج کرده و معلم ساگاتبای. این دوران زمان جمعسپاری بود. بای و همدستانش، با بازی کردن بر روی احساسات مردم که منتظر گرسنگی بودند، کشاورزان جمعی را به باریتما — دزدی گله از همسایهها — ترغیب کردند. اعضای سلول پیشنهاد کردند که همه متخلفان مجازات شوند، اما آنها اکثریت ساکنان روستا بودند. معلم قانع شد که نمیتوان مردم را به خاطر جهلشان مجازات کرد و باید مسببان را پیدا کرد. بنابراین، با غلبه بر بیسوادی و مقاومت باندهای بای، کشاورزان جمعی به تدریج زندگی خود را بهبود بخشیدند.