خط داستانی
خط اصلی مینیسریال، روایتِ زوج مندونسا و ماریا ریتا است. داستان از زمانی آغاز میشود که مندونسا، معلم فیزیک، چهل ساله میشود. ناامید از زندگی و ناراضی از کارش، از روال روزمره و کمبود چشمانداز گله میکند. بزرگترین رؤیایش ادامه تحصیل در مقطع فوقلیسانس خارج از برزیل بود، اما در نهایت پروژه را پیش نبرد و تا به امروز از آن از دست دادن رنج میبرد. او همچنین در رابطه عاطفیاش احساس خوشبختی نمیکند و ازدواجی را که سالها به طول انجامیده، پذیرفته است. در مقابل، ماریا ریتا روزنامهنگار است و از نظر حرفهای در حال اوجگیری است. در زندگی شخصیاش میداند که ازدواجش خوب پیش نمیرود و از ناامیدی همسرش رنج میبرد، اما همین بحران او را به ایدهای بزرگ میرساند: ایجاد یک برنامه مصاحبه در ایستگاهی که کار میکند.