خط داستانی
دانشآموز دبیرستانی به نام کیکی کیریو که سالها بیدوست دختر مانده است، ناگهان نامهای عاشقانه دریافت میکند. او خوشحال است که بالاخره میتواند دوستی پیدا کند، اما تعجب میکند چرا هیچ نام فرستندهای نیست و همچنین درون آن شلوار زیر سفید وجود دارد…؟ آیا دختران بانمک دور او همگی عجیب هستند و با دلایلی؟ کیست «سیندِرلِی» که شلوار زیر را فرستاده است؟