خط داستانی
صلح و آرامش در مجموعه کلبهای ممتاز «گوشه بهشت» حاکم است. وتَرا، دختر جوانی از بلاروس، به عنوان خانهدار در یکی از عمارتها استخدام میشود. در واقع انگیزهٔ واقعی او پیدا کردن دوست گمشدهاش، لیسا، است که شش ماه پیش اینجا را ترک کرد تا کار کند. در ابتدا برای وتَرا غیرممکن به نظر میرسد که در این مکان خاموش و آرام کسی بتواند به دوستش آسیب برساند. اما به زودی میفهمد: پشت هر یک از نماهای خوب خانههای اطراف، رازی پنهان است که دانستنِ آن ممکن بود لیسا را با جان خود بدهد.