خط داستانی
دلتای باستانی شِنجِو، سلسله باستانی چینی، و پادشاهی دیوهای توشان سالهاست درگیری دارند. ژانگ کوانگیون از چین و بای بیگلان، پرنسس تیانهو از توشان، به دلیل یک سوءتفاهم با یکدیگر برخورد کردند.
برای بررسی جزئیات دشمن، بای بیگلان به کنار ژانگ کوانگی yun پنهان شد و به دوستدختر او تبدیل شد. در حالی که شکافهای هویت، تفاوتهای فکری و رشد عاطفی وجود داشت و با کاوش گام به گام، ژانگ کوانگیون کمکم فهمید که خانواده عمه و معلم او در کوهها تنها با قتل عام مواجه نیستند و تمامی این رویدادها مخفی ماندهاند. توطئهای عظیم و بیسابقه از سطح ظاهر بیرون آمد و به آرامی پدیدار شد.