خط داستانی
پس از چهل و پنج سال مهاجرت به کانادا، الکساندر به مقدونیه بازمیگردد، به شهر زادگاهش سکوپیه. در سال ۱۹۷۷، او هفده ساله است و مقدونیه بخشی از یوگسلاوی کمونیستی است. الکساندر و بهترین دوست کودکیاش، که در خانوادههایی ضد کمونیسم پرورش یافتهاند، تصمیم میگیرند در دبیرستان، جایی که برگورههای توزیع میآموزند، به گسترش اوراق پخش کنند علیه حزب کمونیست و دولت. روزی که باید این کار را انجام دهند، آرسن حاضر نمیشود. الکساندر خود اوراق را پخش میکند و دستگیر میشود.