خط داستانی
لن فنگ در عمارت لین در حال جمعآوری روح مبارزه خود بود. خوشحال نبود. نامزدش جی مانیائو فرصت را غنیمت شمرد تا روح مبارزهاش را برباید و او نزدیک بود از شدت خون رگهایش بخوابد و بمرد. همزمان، روح لن فنگ به سرزمین خاکسپاری الههها وارد شد. زن مرموز در سرزمین خاکسپاریها به لن فنگ گفت که با از بین بردن خدایان باستان که اینجا به خفتهاند، میتواند قدرت و دانش عظیم در هنرهای رزمی به دست آورد.