Storyline
برای بروک، زندگی خوب است. او یک معمار موفق در واشنگتن دی سی است و به طور خوشبختی ازدواج کرده است. پس از فوت پدرش، او یک ارث مالی قابل توجه دریافت میکند. او از خستگی ذهنی رنج میبرد و به کمک یک درمانگر نیاز دارد. به زودی، ارث او شروع به ناپدید شدن میکند. زندگیاش ناپایدار میشود و او مطمئن نیست که آیا شوهر و عزیزانش در حال توطئه برای دزدیدن ارث او هستند یا اینکه او در حال از دست دادن عقلش است. حقیقت در اوج دروغها، فریب و خشونت خود را نشان میدهد که شما را تا پایان مرگبار در حالت حدس و گمان نگه میدارد.